×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۷۲
رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
دیدی که چه باروز من سوخته کردی
کشتی بجفا شهری و از درد رهاندی
درد همه در جان من اندوخته کردی
از خون اسیران نشود سیر سگ تو
[...]
۵ بیت