×
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸۳
هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
چون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی
یک شب ز جمالش چقدر بهره توان برد
بگذشت شب وصال به مالیدن چشمی
درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده است
[...]
۶ بیت