×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۷
دل ز چشم و ابروی جانانه میگوید سخن
گاه از مسجد گه از میخانه میگوید سخن
از خیال گردن ساقی و چشم مست او
دل مدام از شیشه و پیمانه میگوید سخن
هست نخل و بید پیش اره یکسان همچنان
[...]
۵ بیت
