×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۴
گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
وین دردی غم گر نرسد هم چه توان کرد؟
گفتی که بپرداز دل از دردم و خوش باش
چون درد تو از دل نشود کم چه توان کرد؟
از دوستیت دشمن من شد همه عالم
[...]
۷ بیت
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۶
در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
راضی بهلاکم چه نمیرم چه توان کرد؟
بی زر نتوان دامن یوسف بکف آورد
مسکین من محروم فقیرم چه توان کرد؟
در روز جوانی نزدم صید مرادی
[...]
۷ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۶
دنبال دل خویش دوانم چه توان کرد
برداست دل از دست عنام چه توان کرد
در وصل سراسیمهام از هجر پریشان
من با تو چنین بیتو چنانم چه توان کرد
گر تیغ کشی جز سر تسلیم ندارم
[...]
۱۰ بیت
