×
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱
تو را نازی است اندر سر که عالم برنمیتابد
مرا دردی است اندر دل که مرهم برنمیتابد
سگ کوی تو را هر روز صد جان تحفه میسازم
که دندانمزد چون اوئی ازین کم برنمیتابد
مرا کی روی آن باشد که در کوی تو ره یابم
[...]
۶ بیت