×
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۱۱
شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
چو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت
مدیح من پی نشر فضایلی که تو راست
به شرق و غرب رفیق هزار قافله رفت
عطیه تو که وافی به جوع و آز نبود
[...]
۳ بیت
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم » بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح
آن رفیق هزار قافله رفت
وین ز راه شکم به مزبله رفت
۱ بیت
سام میرزا صفوی » تذکرهٔ تحفهٔ سامی » صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا » ۲۶۴- مولانا عبدالرحمن جامی
شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
چو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت
مدیح من پی نشر مناقبی که تو راست
بشرق و غرب رفیق هزار قافله رفت
عطیه تو که وافی بجوع آز نبود
[...]
۳ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۲
ای دل هر کس که بود از این سلسله رفت
غافل منشین عمر تنک حوصله رفت
برخیز که پرحزین شد آواز درا
بشتاب که هر که بود با قافله رفت
۲ بیت
