گنجور

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۰

 

مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل

نظاره را از طره اش یک دشت سنبل در بغل

می آید آن رشک قمر از دفتر مدنظر

طومار کاکل بر میان فرد تغزل در بغل

خطش نهد گر بوسه را تعلیق ها در آستین

[...]

۶ بیت
نورس دماوندی