×
سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود
دیدم که همی گزم لب شیرینش
بیدار چو گشتم سر انگشتم بود
۲ بیت
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۱
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود
دیدم که همی گزم لب شیرینت
از خواب پریدم سرانگشتم بود
۲ بیت