×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۸۶
ای شب تیره به گیسوی کسی می مانی
وی مؤذن تو به فریاد رسی می مانی
چه خبر داری از آن قافله، ای مرغ سحر؟
که ز فریاد به نالان جرسی می مانی
گریه می خواست همی آیدم از دیدن تو
[...]
۷ بیت