×
آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱۷
گوی داند که به چوگان کسی افتاده
که به سر رفته به میدان و بسی افتاده
حالت عاشق بی دین و دل آری داند
هر که را کار دل و دین بکسی افتاده
همه تن حیرتم از آب و هوای ره عشق
[...]
۸ بیت