گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴۳

 

آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد

جز دامن خالی به کمر هیچ ندارد

از سنگ بود بی ثمری دست حمایت

آسوده درختی که ثمر هیچ ندارد

از عالم پر شور مجو گوهر راحت

[...]

۱۹ بیت
صائب
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۷

 

سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد

شمع سحری برگ سفر هیچ ندارد

جز شورش آفاق به عالم خبری نیست

آسوده دل ما که خبر هیچ ندارد

بیهوده بود زیر فلک بال فشانی

[...]

۱۵ بیت
حزین لاهیجی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۳

 

دل حاصل ازین سیر و سفر هیچ ندارد

جز ناله جرس‌وار دگر هیچ ندارد

از نالهٔ من شمع صفت اشک کند گل

این نخل مگر بید ثمر هیچ ندارد

مانند سحر خنده زند بر شب تارم

[...]

۶ بیت
واقف لاهوری