×
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲
دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شد
آب این سرچشمه را از سر نمیدانم چه شد
گرذش چشمی به یک پیمانه هوشم برد و رفت
تا به دور افتاد آن ساغر نمیدانم چه شد
گفتمش تا دیدمت عقل و دل و دین باختم
[...]
۹ بیت
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۹
حال دل از دوری دلبر نمیدانم چه شد
ریخت اشکی بر زمین دیگر نمیدانم چه شد
از شکست دل نهتنها آب و رنگ عیش ریخت
نالهای هم داشت این ساغر نمیدانم چه شد
یأس هستی برد از صد نیستی آنسوترم
[...]
۱۰ بیت
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۰
حاصلم زین مزرعِ بیبر نمیدانم چه شد
خاک بودم خون شدم دیگر نمیدانم چه شد
ناله بالی میزند دیگر مپرس از حال دل
رشته در خون میتپد گوهر نمیدانم چه شد
ساختم با غم، دماغ ساغر عیشم نماند
[...]
۱۰ بیت
