×
خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۲۷
ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
چون سخن می گوئی از لعل تو گوهر می چکد
زان لب شیرین چو می آرم حدیثی در قلم
از نی کلکم نظر کن کاب شکّر می چکد
دامن گردون پر از خون جگر بینم به صبح
[...]
۹ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۳
تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
چون رگ ماهی زنی خون سمندر می چکد
لعل آتش رنگ او موج لطافت می زند
از کف خاکستر من آب گوهر می چکد
بس که دارد چون پری در شیشه شور رستخیز
[...]
۷ بیت
