×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹۸
ابر می بارد و من بار سفر می بندم
چشم می گرید و من از تو نظر می بندم
چشم گریان به لبش داشته، یعنی در راه
بر سر آب روان پل ز شکر می بندم
جان گسسته ست گره می زنمش از گریه
[...]
۷ بیت