×
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۱
محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
تشنه ی آن لب شکر را آب پندارد که برد
با بط می خویش را در عالم آب افکند
طفل بی پروا پدر را آب پندارد که برد
جان چکار آید مرا چون رفت جانان از نظر
[...]
۵ بیت
