×
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱
بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
بربند عقد در که کنون در بر آیمت
بنشان خروش زیور و بنشین به بانگ در
کز بس خروش زارتر از زیور آیمت
آمد کبوتر تو و نامه رساند و گفت
[...]
۱۶ بیت
عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد
من نه بیش از تو نه کمتر آیمت
من کیم تا من برابر آیمت
۱ بیت