×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۳
مست و خنجر به کف ای شوخ بیا بسمالله
گر تو را هست سر بسمل ما بسمالله
بر مزارم که ز اخلاص شدم بسمل تو
یک ره ای شوخ بخوان فاتحهٔ بسمالله
واه چه طفلی که به بازیچه نمودی بسمل
[...]
۱۷ بیت
