گنجور

وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون

 

تنش گفتی ز بس تاب و تب آورد

نثار پای گلگون بر لب آورد

۱ بیت
وحشی بافقی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۱۳۲

 

شب هجران مرا جان بر لب آورد

فلک از گردش افتد کاین شب آورد

شب آمد فایز دل خسته از نو

به خاطر یار سیمین غبغب آورد

۲ بیت
فایز