×
کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۶
مویی که ز فرق آن دلارای برفت
بر بود دل مرا وز ان پای برفت
گفتم که بگیرمش شبی چون بشنود
با آن همه پر دلی هم از جای برفت
۲ بیت
کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۷
روی تو بدید عقل را رای برفت
قدّت بخمیده و سرو از جای برفت
بگذشت صبا سحرگهی بر گلزار
بویی تو شنید و زورش از پای برفت
۲ بیت