×
بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۸
ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همان
غنچه شکفت و در دلم خار جفای او همان
هر طرف از چمن گلی خاست برای بلبلی
در دل خاکسار من تخم وفای او همان
جان بلب رسیده را آینه گشت تیغ تو
[...]
۵ بیت