×
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۵
چو برسم بدید اندر آمد بواژ
نه گاه سخن بود و گفتار ژاژ
۱ بیت
لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۶۱ - به شاهد لغت ناژ، به معنی درختی مانند سرو
ایا ز بیم زبانم نَژَند گشته و هاژ
کجا شد آن همه دعوی کجا شد آن همه ژاژ
ز . . . گیرد . . . تو فروزیب همی
چو بوستان که فروزان شود به سرو و به ناژ
۲ بیت
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۸ - بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ
آن خبیث از شیخ میلایید ژاژ
کژنگر باشد همیشه عقل کاژ
۱ بیت
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة
خادع دردند درمانهای ژاژ
رهزنند و زرستانان رسم باژ
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش ۳۱ - حکایت زشت رویی که خریدار کور یافته بود و وجه ناسره خود را در پیش وی می ستود
گوش کر و پشت کژ و چشم کاژ
خامشیش بیهده، گفتار ژاژ
۱ بیت
ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۴۴ - و به نستعین و نستمد
«پن» است نان و «ویاند» است لحم و عاقل «ساژ»
«پتی له» دوغ، و «لِه» شیر و پنیر دان «فرُماژ»
۱ بیت
ادیب الممالک » دیوان اشعار » منظومهها » رستم نامه » بخش ۴ - آوردن رستم پیغام سیمرغ را نزد بهمن شاه پور اسفندیار
کنارنگ و گنجور تو ساو و باژ
ستانند از مه به دشنام و ژاژ
۱ بیت