×
غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۱
چون گویم از تو بر دل شیدا چه میرود؟
بنگر بر آبگینه ز خارا چه میرود
خوابیده است تا که به کویت رسیده است
گر سر رود به راه تو از پا چه میرود؟
گویی، مباد در شکن طره خون شود
[...]
۱۰ بیت