گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹

 

دل دوش گدای سرراهی شد و برخاست

دریوزه‌گر لطف نگاهی شد و برخاست

بنشین به گدایان در دوست که هرکس

بنشست به این طایفه شاهی شد و برخاست

از معجزهٔ حسن تو منکر نتوان شد

[...]

۱۲ بیت
واقف لاهوری