گنجور

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۴

 

دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد

چنان که می بری آن را به راه، می گذرد

هزار تفرقه از گریه در دل است مرا

چو آن دهی که از آنجا سپاه می گذرد

دوند سوی خیابان به دیدنش گل ها

[...]

۶ بیت
سلیم تهرانی
 

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷

 

به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد

بیا که فرصت عمر نگاه می‌گذرد

فروغ حسن تو را صبح و شام یکسان است

همیشه ناز تو بر مهر و ماه می‌گذرد

به گوش دار که چشم از برای دیدار است

[...]

۱۲ بیت
مجذوب تبریزی