×
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵
بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است
خامشی در شرمساریها گواه ما بس است
ما تنگ ظرفان به یاد باده مستی می کنیم
در بهاران سایهٔ تا کی پناه ما بس است
گرد راه نیستی شو تا به مقصد پی بری
[...]
۵ بیت