عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
توئی اسراردانِ ما ز قرآن
که مثلت نیست اندر نّص و برهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
تو تخم نیکنامی در بر افشان
که میداند خدا اینجا یقین دان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
دم مردان در آندم زن ز اعیان
که بنماید جمالت جان جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
از او شو واصل ای سالک در اعیان
که او دارد حقیقت سرّ جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
ندانم چون محمد دید جانان
که در جانست چون خورشید تابان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
مبین جز مصطفی چیزی تو ای جان
که دیدست او در اینجاگاه جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
بجز احمد مدان ای سالکِ جان
که برگوید ترا اسرار پنهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
چنانی پیش بین در دید مردان
تو کردی فاش مر توحید جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
زهی سرور، زهی مهتر، زهی جان
توئی بیشک مرا هم جان و جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
همه دارند بقدر خویش جانان
ولی این راز افتادست پنهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
از این مستی که داری در دل و جان
ز بهر راز هستی گوهر افشان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
همه ذرّات از گفتارت ای جان
یقین هستند اندر هست پنهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
چو دیگر باز میگردم سوی جان
حقیقت روی بنمایند جانان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
یقین معنی است اسرار دل و جان
که از صورت شدست اینجای پنهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۹ - در التماس کردن فناء کل حضرت سلطان العارفین از شیخ حسین منصور قدّس اللّه روحهما فرماید
دوای درد من کن ای دل و جان
که اینجاگه توئی هم درد و درمان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۹ - در التماس کردن فناء کل حضرت سلطان العارفین از شیخ حسین منصور قدّس اللّه روحهما فرماید
کنون دردم در اینجا کن بدرمان
مرا از درد خود آزاد گردان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۰ - در جواب دادن حسین منصور بایزید را قدّس اللّه روحهما فرماید
بجز من هیچ منگر در دل و جان
منم در بود تو پیدا و پنهان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۰ - در جواب دادن حسین منصور بایزید را قدّس اللّه روحهما فرماید
دهم داد اندر این ره همچو مردان
چو خود کردم ابا خود هیچ نتوان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۰ - در جواب دادن حسین منصور بایزید را قدّس اللّه روحهما فرماید
بکش دردی در اینجا جوی درمان
بیاب اینجایگه از ما تو آسان
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۰ - در جواب دادن حسین منصور بایزید را قدّس اللّه روحهما فرماید
بدو گفت آنگهی شیخ ایدل و جان
نگفتی این زمانم راز اعیان
