گنجور

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۵ - در سؤال کردن در صفات مرگ و حیات یافتن آنجا فرماید

 

ز من پیدا ز من پنهانی آمد

ز من دانا ز من نادانی آمد

۱ بیت
عطار
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵

 

وقت گل و روز شادمانی آمد

آن شد که به سرما نتوانی آمد

رفت آنکه دلت به مهر ما گرم نبود

سرما شد و وقت مهربانی آمد

۲ بیت
سعدی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۹

 

گه رفتن آن پری‌رو به وداع ما نیامد

شه حسن بود آری به در گدا نیامد

چو شنیدم از رقیبان خبر عزیمت او

دلم آن چنان ز جا شد که دگر به جا نیامد

چو ز مهر دستانم به سر آمدند کس را

[...]

۷ بیت
محتشم کاشانی
 

صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۱۱۴ - الروح

 

شنو از روح کآن ربانی آمد

لطیفه جوهر انسانی آمد

۱ بیت
صفی علیشاه
 

صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۴۷۰ - النفس الرحمانی

 

مرتب اولین بر ثانی آمد

شبیه او را دم انسانی آمد

۱ بیت
صفی علیشاه