×
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰
از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
از رخش چون غنچه چشمم تا به مژگان پر گل است
ما به چشم و خضر با پا می رود ره را، ولی
پای او پر خار و چشم ما اسیران پر گل است
چار فصل این گلستان را ندانم نام چیست
[...]
۵ بیت