×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۰
دهنش نقطهای موهو و گمان هر سه یکیست
کمر او رگ جانی راز نهان هر سه یکیست
زخم ناخورده زد است این سخن دور از کار
هر که گفت آن مژه و تیر و سنان هر سه یکیست
پیش ناتجربهکاران که درین معرکهاند
[...]
۵ بیت
