×
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۶
پیش او گر همه جانند به جانان نرسند
گر همه مایه ی دردند به درمان نرسند
همه سرها به غم عشق تو سرگردانند
شد یقینم که ز وصل تو به درمان نرسند
ای بسا جان گرامین که به عید رخ تو
[...]
۷ بیت