×
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰
عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
با این غم بی پایان میسوزم و میسازم
در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم
چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم
بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من
[...]
۷ بیت