×
وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲
ز پیش دیده تا جانان من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغان من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
[...]
۵ بیت
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۳۲
به استقبال جانان جان من رفت
محبت آمد و ایمان من رفت
سیه شد پیش چشمم نور خورشید
مسلمانان مه تابان من رفت
مجویید از مسیحا چاره من
[...]
۸ بیت
