×
واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۳
دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
بر دل نفس شیشه گرانست دم صبح
از هم نگسسته است درو قافله فیض
پیوسته بهار است و خزانست دم صبح
بر راه تو ای قافله گریه خونبار
[...]
۱۲ بیت