گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۱

 

کی دلم از سفر عشق به سامان برگشت

رفت نالان چو جرس این ره و نالان برگشت

در دیاری که تویی طرف هوای باشد

رفت خندان ز برم قاصد و گریان برگشت

مرغ ما را ز قفس دورشدن نیست شگون

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری