گنجور

کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۳

 

همتی کو که دل از عیش جهان بردارم

گل به بلبل دهم و برگ خزان بردارم

نخل بالای تو، آن شعله خاشاک وجود

به کنار آرم و خود را ز میان بردارم

هر نفس جستن آن موی‌میان، آسان نیست

[...]

۹ بیت
کلیم
 

واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۵۴

 

می‌توانم که دل از هر دو جهان بردارم

نتوانم نظر از روی بتان بردارم

پیشم آمد سفر عشق رفیقان خواهم

مشت خاکی به خود از دیر مغان بردارم

۲ بیت
واقف لاهوری