گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۳

 

دهر پر فتنه شد و امن و امان باید نیست

گوشهٔ امن و امانی به جهان باید نیست

بر سر تربت من رنجه نمودی قدمی

چه نیاز تو کنم خوردهٔ جان باید نیست

بر سرم بار گرانی ز خمار افتاد است

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری