گنجور

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۸

 

بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود

جان به لب من آشنا می شود و نمی شود

آب بقا ز غنچه اش می چکد و نمی چکد

نکهت گل زگل جدا می شود و نمی شود

دیده ی دل محیط حسن از ره غور هست ونیست

[...]

۱۱ بیت
نورس دماوندی