×
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۳
چشم نگشایی ز ناز آخر چه ناز است این همه
بر رخ از ناز توام اشک نیاز است این همه
در خط و خال تو اسرار حقیقت دیده ام
گرچه در چشم حقیقت بین مجاز است این همه
خوی تو بس گرم و لعلت آتشین روی آفتاب
[...]
۷ بیت