گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۹

 

دادیم سر به تیغش کاری که بود این بود

بر دوش ما ز هستی باریکه بود این بود

دل رفت از بر من دنبال دلبر من

بی یار ماندم افسوس یاری که بود این بود

لخت جگر ز مژگان یک‌بارگی فروریخت

[...]

۷ بیت
واقف لاهوری