×
فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۴
چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
در دام غم عشق گرفتاری من بین
از جور و جفا مردم و آهی نکشیدم
آزار رقیبان و کم آزاری من بین
کردم ز رخت منع دل و مردم دیده
[...]
۷ بیت
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۸۴
یک شب قدمی رنجه نما زاری من بین
بیماری و بیداری و بییاری من بین
هرچند که راندی ز حریم تو نرفتم
ای من سگ کوی تو وفاداری من بین
در سلسلهٔ زلف تو بند است دل زار
[...]
۴ بیت
