گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۱

 

تو گریه‌های زار ندانسته‌ای که چیست

درد جگرفشار ندانسته‌ای که چیست

ای دل به ملک عشق سفر می‌کنی مکن

احوال آن دیار ندانسته‌ای که چیست

نگرفته‌ای ز همچو خودی وعدهٔ وصال

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری