گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۱

 

زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصد

که در دریای بی آرام کف ناچار می رقصد

هلال عید باشد تیغ مشتاق شهادت را

سر منصور بی پروا به دوش دار می رقصد

که در دامان تمکین می تواند پای پیچیدن؟

[...]

۱۶ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۳

 

به سینه ام چو دل داغدار می رقصد

به گوش او گهر گوشوار می رقصد

چو بوی گل که زند موج از نسیم بهار

ز باده رنگ به رخسار یار می رقصد

صفای حسن پذیرای مشرب شوخیست

[...]

۱۷ بیت
نورس دماوندی