گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۰۷

 

زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم

ناخوش بود زخم نهان، زان یار خوش می آیدم

ای آنکه بر درد دلم تدبیر درمان می کنی

بگذار کاین دل همچنین افگار خوش می آیدم

شاهدپرستم خوانده ای، ای زاهد و منکر نیم

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۵

 

می‌کنی آزار خوش می‌آیدم

کم مکن آزار خوش می‌آیدم

کی جفایت بار خاطر می‌شود

گر کنی صد بار خوش می‌آیدم

از تو دشنامی به گوشم خورده بود

[...]

۱۳ بیت
واقف لاهوری