×
واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۴۱
وانگردید دل غمزه یار آمد و رفت
گل نشد غنچهٔ من فصل بهار آمد و رفت
نمکی لطف نفرمود لب خندانت
بارها بر درت این سینه فگار آمد و رفت
۲ بیت
غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۴
یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت
همچو عیدی که در ایام بهار آمد و رفت
تا نفس باخته پیروی شیوه کیست
تندبادی که به تاراج غبار آمد و رفت
سبحه گردان اثرهای وجودست خیال
[...]
۱۰ بیت
