×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۰
ساقی بیار جام شرابی که حاضر است
بر آتشم توان زدن آبی که حاضر است
پرسید یار، حال دل از من گریستم
یعنی که گریه است جوابی که حاضر است
خونِ دل است و لَختِ جگر، میل اگر کنی
[...]
۶ بیت
