×
ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۸
ز گریه دوش خود را غرقه در سیلاب میکردم
نمیشد آب دیده کم، که خود را آب میکردم
ز صبرم هر چه کم گردد، در آب دیده افزاید
ندارم صبر آری، صبر را سیماب میکردم
خوش آن ساعت که میگفتم شبی در پیشت افسانه
[...]
۷ بیت
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲۷
سحر با یاد او پهلو تهی از خواب میکردم
صراحی در بغل سیر گل مهتاب میکردم
چو اخگر داشتم خوش تکیهئی بر تخت خاکستر
باستغنا نظر بر بستر سنجاب میکردم
نبود از چار موج اضطرابم کوه را لنگر
[...]
۶ بیت
