گنجور

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

هر دم از شرم گنه ریزان شود آبم ز چشم

بر رو و رخسار بارد لؤلؤ نابم ز چشم

شب که مردم روی بر بالین نهد از راه من

خوف تشویش قیامت بسترد خوابم ز چشم

چون به یاد آرد دلم از مردن و گور و حساب

[...]

۷ بیت
جنید شیرازی