گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶۰

 

شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز

چون بماند ازروانی، زود گردد آب سبز

آب بی یاران مخور کز خجلت تنها خوری

خضر نتواند شدن درحلقه احباب سبز

گوشوار از شرم آن صبح بنا گوش آب شد

[...]

۸ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۹

 

هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز

دیدم از طوفان حسنش حلقه ی گرداب سبز

از خیال ماه رخسارش دلم گل گل شکفت

این گل خود رو شود در سایه ی مهتاب سبز

تا به خواب آمد قماش سبزه ی خطش مرا

[...]

۸ بیت
نورس دماوندی