×
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۴
تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
کرده هر داغ مرا هم چشم گرداب آستین
هر که دست از مهر امشب بر دل گرمم گذاشت
آتش افشان کرد چو گلهای مهتاب آستین
بس که در غفلت ید طولا است هر عضو مرا
[...]
۷ بیت
