عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۱۵
بیوفا هست دوخته بدو نخ
بد گهر هست هیزم دوزخ
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۱۶
چون برون جست مرز از سوراخ
شد سموره بنزد او گستاخ
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۱۷
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۱۸
از تک اسب و بانگ نعرۀ مرد
کوه یر نوف شد هوا پر گرد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۱۹
پادشاهی که با شکه باشد
حزم او چون بلند که باشد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۰
هر که بر درگه ملوک بود
از چنین کار با خدوک بود
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۱
گفت کاین مردمان بی باکند
همه همواره دزد و چالاکند
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۲
دل پهلو پسر بساز آورد
ساز مهرش همه فراز آورد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۳
بر سر باد تند و موج بلند
تا بیک آبخوستشان افکند
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۴
فعل آلوده گوهر آلاید
از خم سر که سر که پالاید
هر کجا گوهری بدست بدیست
بدگهر نیک چون تواند زیست
بد ز بد گوهران پدید آید
[...]
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۵
لشکر شادبهر در جنبید
نای رویین و کوس بغر نبید
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۶
هر که را راهبر ز غن باشد
منزل او بمرزغن باشد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۷
با درفش ار تپانچه خواهی زد
باز گردد بتو هر آینه بد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۸
آب و آتش بهم نیامیزد
بالوایه ز خاک بگریزد
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۲۹
هر که را رهبری کلاغ کند
بی گمان دل بدخمه داغ کند
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۳۰
تیز شد عشق و در دلش پیچید
جز غریو و غرنگ نپسیچید
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۳۱
نکند میل بی هنر بهنر
که بیوسد ز زهر طعم شکر
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۳۲
روز پیکار و روز کردن کار
بستدندی ز شیر شرزه شکار
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۳۳
مثل مو بود بدین اندر
مثل زو فرین و آهن در
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۳۴
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
